khabargozarisaba.ir
جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 17
کد خبر: ۴۳۳۸۹
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۰۹:۵۰
سعیده خدابخش- دبیر سینما
سینماگران! دلاوران! نام‌آوران! به نام یزدان پیروز باشید. سرفراز، سربلند، چون کوه باشید. سرود خواندن برای موفقیت‌‌های غرورآفرین سینماگران ایرانی، شاید چندان مرسوم نباشد و این لابد از بی‌انصافی ماست. وقتی سینمای مظلوم و نجیب ما در فقر امکانات، مدیریت ضعیف و سلیقه‌ای مسئولان سینمایی کشور، تهمت‌‌های ناروا و فحاشی‌‌های هر از چندگاه عده‌ای کاتولیک‌تر از پاپ، فقدان فضای نقد حرفه‌ای و جای گشتِ نامحسوس ناسزاگویی با نقد، انزوای سینماگرانِ بزرگ و ظهور برخی کوتوله‌‌های پرسروصدا، به‌تاخت پیش می‌رود و سنگر به سنگر مهم‌ترین افتخارات سینمای جهان را از آن خود می‌کند، چرا سرود نخوانیم؟

ای‌کاش سینمای ایران هم گزارشگری داشت، حتی به ملاحت گزارش‌‌های خیابانی، دیروز برایمان می‌گفت: این غزال تیزپای سینمای ایران، باز هم روی زمین، باز هم بدون امکانات حرفه‌ای. یا شاید به سبک هادی عامل می‌گفت: دلاورانی از خطه کردنشین و مظلوم ایران، نوید محمدزاده، وحید جلیلوند، پشت حریف چغر و بدبدن را بر زمین کوبیدند!

مهم نیست! سینمای ایران طی این سال‌ها یاد گرفته است که چگونه از میان این حواشی تلخ به‌آرامی عبور کند و گاهی کشتیِ زخم‌خورده‌‌اش را به ساحل اسکار برساند، گاهی بندرگاه بزرگی همچون ونیز را لمس کند. گاه زورق خسته‌‌اش را به کن می‌رساند و پربار بازمی‌گردد.

محمد‌‌زاده روی سن ایستاد، تشکر کرد، جایزه‌‌اش را به مردم کشورش تقدیم کرد، در مقابل یگانه سینمای ایران؛ رخشان بنی‌اعتماد که در میان هیات‌داوران نشسته بود، تواضع کرد، به ایرانی‌بودنش بالید و در آخر شوخ‌سرانه با شیر ونیزی‌‌اش عکس یادگاری گرفت! محمد‌‌زاده برخلاف تمام نقدهایی که طی این سال‌ها به‌شکل ظاهری و تیپ‌‌اش می‌شد، این‌بار بسیار موقر لباس پوشیده بود، زیبا سخن گفت و حتی شوخی‌‌اش با شیر ونیزی بسیار شیک و زیبا و ملیح بود. جلیلوند با آن صدای زیبایش از یکی از مهم‌ترین تریبون‌‌های سینمای جهان بوسه‌ای بر دست مردم کشورش حواله کرد و خواست که برایش دعا کنند تا مغرور نشود!

شیرمردان کردِ ایرانی آنقدر زیبا و موقر روی سن رفتند و جوایزشان را گرفتند که اشک شوق را بر چشممان نشاندند و خنده‌ای عمیق را مهمان چهره‌مان کردند. اما از این‌ها مهم‌تر، بانوی وزین و هنرمند سینمای ایران بود. رخشان بنی‌اعتماد که در دوره گذشته «قصه‌ها»یش بهترین فیلمنامه بخش اصلی این جشنواره بود؛ بانوی سینماگر ایرانی که بر سریر داوری این جشنواره، عزتمند و موقر نشسته بود تا سینمای جهان را داوری کند. قدری آن‌سوتر، امیر آقایی؛ بازیگر بی‌همتای سینمای ایران نشسته بود، او اگرچه با خودش شیری به سوغات نیاورد، اما خودش جایزه‌ای است برای سینمای مستقل ایران. بازیگری که طی این سال‌ها تا حد استادی خودش را بالا کشید و روزبه‌روز، فیلم به فیلم، بازی تازه‌تر و خیره‌کننده‌تری به نمایش گذاشت. سال‌های گوشه‌نشینی‌‌اش که به نگارش هایکوهای زیبا گذشت، نتوانست خدشه‌ای به استعداد و توانمندی‌‌اش وارد کند و همچنان امیرآقای آقایی سینمای ایران باقی بماند.

جوایز جهانی سینمای ایران حالا دیگر آنقدری هست که سطح توقعاتمان را بالاتر ببرد و در هر جشنواره‌ای انتظار جایزه تازه‌ای را داشته باشیم. حالا دیگر تالار افتخارات سینمای ایران بر دیوارهایش خرس‌‌ها و شیرها و تندیس‌‌های زیادی دارد. می‌دانیم و می‌دانید که همچنان راه طولانی‌ای در پیش است و مرزهای زیادی برای فتح‌الفتوح مردان و زنان این عرصه باقی مانده است. فردا اما متعلق به ماست؛ ما و سینمای نجیب ما.

ارسال به دوستان
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: