khabargozarisaba.ir
پنجشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۶ - 2018 January 18
کد خبر: ۴۹۳۹۷
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۱
سهند آدم‌عارف- دبیر هنر

از اوایل دهه80 شمسی از مدیر و مسئول دولتی و ناشر گرفته تا هنرمند و منتقد و نظریه‌پرداز و مخاطب، هر روز آه و ناله سر داده‌اند که ‌ای‌داد بیداد مردم ما مطالعه نمی‌کنند، سرانه مطالعه پایین است و چنین و چنان. هیچ‌کدام هم کوچک‌ترین نظری بر خویشتن خویش نینداخته‌اند که شاید حسب اتفاق روزگار، مشکل از خودشان بوده باشد و یقه همسایه گرفته باشند. تنها فضا را شلوغ کرده‌ و فرافکنی کرده‌اند؛ عده‌ای تقصیر را به گردن تلویزیون و سینما می‌انداختند. با آمدن اینترنت و سایت‌های فلان و بهمان، اینترنت سیبل قصور درباره مطالعه شد و بعدها وقتی شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی در میان مردم فراگیر شد، همه کاسه‌کوزه‌ها را بر سر تلگرام و فیس‌بوک و توییتر و اینستاگرام انداختند غافل از این‌که برادر و خواهر ارجمند مگر کسی سراغ شیرهای بی‌یال و دم و اشکم می‌رود؟ مگر با این معیارهای سلیقه‌ای و سرکلیشه‌ای ممیزی، رمقی هم برای کتاب‌های از هزارتو گذشته مانده است که کسی رغبت کند و برود هزینه نجومی کند و کتاب بخواند؟ این‌ها به‌کنار، مگر همین ناشران ارجمند نبودند که با سودای درآمد بیشتر، به‌جای آن‌که با چاپ کتاب‌های خوش‌خوان و با‌کیفیت درآمدشان موکول شود به پس از انتشار و منوط شود به استقبال مردم از کتاب‌ها؛ ترجیح دادند پیش از چاپ کتاب درآمدشان را کسب کنند و هر کتابی را بدون هیچ ارزیابی کیفی و حتی بدون ویراستاری‌های ابتدایی، با تکیه به جیب مولف بخت‌برگشته زیر چاپ ببرند. یا مگر همین منتقدان رفیق‌باز نبود‌ه‌اند که سال‌هاست به‌صرف این‌که نویسنده یک کتاب رفیق شفیقشان است، ستایش‌نامه‌های آنچنانی در وصف یک اثر نارس می‌نوشتند و از اعتماد مخاطبان به‌رسانه‌های مکتوب سوء‌استفاده می‌کردند تا عاقبت بشود آنچه نباید می‌شد و دیگر هیچ‌کس به‌ هیچ نقد که چه عرض کنیم ستایش‌نامه‌ای اعتماد نکرد؟ مگر همین مسئولان نبوده‌اند که سال‌ها با دادن یارانه کاغذ، ناشران را به دلال کاغذ تبدیل کردند و صنعت نشر را به صنعتی معتاد، و سرآخر هم که کاغذ به اوضاع فعلی رسید با شعار توسعه اقتصاد فرهنگ و هنر، چهارپایه را از زیر این صنعت کشیدند و حالا کاغذ می‌خریم از طلا گران‌تر. مگر همین شرکت‌های پخش کتاب که یکی‌دو سالی می‌شود تشکل هم دارند، نبودند که برای سود بیشتر به‌جای آن‌که برای بستن قرارداد، ارزیاب و ناظر استخدام کنند، اقدام به ‌بستن قرارداد با ناشران براساس تعداد صفحات بیشتر کتاب‌ها کردند و اکنون کتاب‌ها کیلویی انتخاب می‌شوند؟ آیا این‌ نشانه‌ بارز فروپاشی فرهنگی و اخلاقی یک جامعه نیست که اصلی‌ترین تولید‌کنندگان فرهنگ آن جامعه هر سال برای حضور داشتن در نمایشگاه کتاب و تولید عناوین جدید، اقدام به کتاب‌سازی و پنهان شدن پشت نام‌های بزرگ کنند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که شایسته است هر بار کسی درباره سرانه پایین مطالعه در ایران سخن گفت از او و حتی خودمان بپرسیم تا هرگز اظهارنظرهای بی‌پایه و اساس در این باره نکنیم؛ یک بار هم احتمال دهیم شاید، شاید از اساس صورت مسئله را اشتباه طرح کرده‌ایم و به‌قول حضرت حافظ «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست/ تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز».

ارسال به دوستان
برچسب ها: یادداشت ، کتاب ، صبا ، هنر
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: